+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:2 توسط تبعیدی
|
از پس شب آمده ام و بالهایم زخمیست اینجا لانه من است و من در این شب سرا مینویسم مینویسم از همه چیز و همه کس از روزهای نحس و فریادهای موش کور از صدای باد لابه لای شاخه های بید و گه گاهی از رقص نور در حوض کوچک خانه مادربزرگ یا بیت شعری از شاعری دیوانه .... من به سیبی خشنودم و به بوئیدن یک بوته بابونه من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد و نمی خندم اگر فلسفه ای ،ماه را نصف کند